روزایی که می رم دانشگاه، یه وعده هم سر می زنم به این جا، اینجایی که عکسش رو آوردم.
اینجا کافه + نت نیست، رستوران هم نیست. اینجا لابراتوار پژوهشی دکتر م. و اینم میز سحر و سمیرای عزیزه، از هم ورودی های من البته گرایش معماری، که هر وقت می بینمشون یا دنبال دانلود مقاله ان یا تمرین حل می کنن یا برای کوییزشون درس می خونند. از اون فعالیتهایی که کلا از من بعیده.
یه وقتایی که وسط راهرو با این دو تا دوست برخورد می کنم و صحبتمون گل می کنه، بهشون پیشنهاد می دم که برای رفع خستگی بریم بوفه یه چیزی بخوریم، ولی این دوتا بلافاصله پیشنهاد منو رو رد می کنن چون به عقیده اونا هر چیزی که من بخوام سر میزشون پیدا می شه!
ببینیم روی این میزه چیه: توی عکس که به وضوح دو تا کامپیوتر هست، بعد کله یه شیشه شور(!)، یه فلاسک، کتری برقی، یه ظرف نسبتا بزرگ آب که شما نمی بینیدش، یه بسته دستمال کاغذی گل گلی، حوله و کهنه پارچه ای، یه سری بسته که با آب جوش به هات چاکلت منجر می شن، یه قوطی نسکافه و کافی میتش، دو تا لیوان + لیوان من، قاشق و کارد، کلی تنقلات از جمله گز و مسقطی بعلاوه یه سری خوراکی دیگه که احیانا توی کیفشونه. جا نمونه که ابر موبایل صورتی رنگ من هم روی میزه، اون جلو!
امروز بعد از فراغت از گپ و گفتگو و صرف شکلات و شیرینی از سیمرا خواستم از میز جادویی شون برام عکس بگیره، و بنا به قولی که دادم عکشو گذاشتم توی این وبلاگ که ویزیتور ها هم میز مزبور رو ببینن!

نوامبر 5, 2007 در t 4:35 ب.ظ
=))
baba che bahalimo khabar nadarim
az in zavie bishtar hal mide
merc ke gozashtish
ie hot choklate mehmoone man
نوامبر 5, 2007 در t 6:55 ب.ظ
من عاااشق اینجور میزهام!!! D:
نوامبر 5, 2007 در t 11:22 ب.ظ
شدیدا دچار روزمرگی شده ای ZZ جان!
البته نمی دونم من حق داشتم این رو بگم یا نه!
نوامبر 6, 2007 در t 4:03 ق.ظ
خاک وطن رفت. چه خاکی بسر کنیم؟
میانه بهت و ناباوریمان ترکمن چای تکرار شد. بی جنگ، اما به بهای پامال کردن خون نیکانمان رژیم پاره ای از ایران زمین رابه بیگانگان بخشید. شرافتمان را به بازی گرفتند.هستی مان را به یغما بردند.پنجه خون آلود روسیه را بر پیکره مان نشاندند. سیاست مدبرانه میرزا آقاسی تجلی فقاهتی یافته است و *برای ذره ای آب شورخلیج فارس و دریای مازندران،نباید کام شیرین روسیه ء دوست را تلخ کرد. حق پنجاه در صدی آبهای تحت البحری ایران را تنها با سیزده درصد تعویض کرداند!!! ساکت ننشینیم این معصیت سیاسیت. ایرانیان مام وطن را به رذالت بخشیده اند.چرا بی صدا غسل بر نعش وطن کنیم؟ به امضاء کنندگان اعتراضیه بپیوندید.
پاینده ایران
*تکثیر این اعلامیه و ظیفه ملی است. در انتشار آن و آگاهی رسانی عمومی کوشا باشید.
برای امضا ئ بیانیه واعتراض و ارسال آن به سازمان ملل متحد و رسانه ها به سایت منافع ملی ایران مراجعه کنید
http://miiran.wordpress.com/
نوامبر 7, 2007 در t 1:18 ق.ظ
سلام نمیدونم چی بگم آرزو میکنم هر جایی هستی در کارهایت موفق باشی
نوامبر 7, 2007 در t 10:50 ب.ظ
به به!
يه زماني پسرا اسوه شلختگي بودن حالا ديگه دخترا رو دستشون بلند شدن!
البته من كلي به كافي شاپشون حسوديم شد