تازگی به این نتیجه رسیدم که توی کار نرم افزار، از قسمت تحلیلش بیشترین لذت رو می برم. از نوشتن سناریو و تحلیل رفتار کاربر و کنترل رویدادها (Event & Exception Handling!) … . متاسفانه نرم افزار نخوندم و قسمت اصلی کار تحلیل رو بلد نیستم.
- – -
مدتیه با خانمی آشنا شدم که بیش از اندازه منو تحت تاثیر طرز فکرش قرار داده. وقتی شروع به صحبت می کنه ناخودآگاه اشکم سرازیر می شه! البته اشک شوق.. از اینکه کسی که روبروم نشسته تا این اندازه دانایی داره. خدا رو تو تک تک کلماتش می بینم. حس می کنم از رنگ دیگریه.
- – -
گاهی خواسته هایی در این دنیا وجود دارند که.. متاسفانه یا خوشبختانه پاسخی براشون در این دنیا وجود نداره. آدمی پاسخش رو باید در درون خودش جستجو کنه.
- – -
سخنی با خوانندگان: این وبلاگ برای فرار از روزمرگی و پناه بردن به دنیای ساکت و بی دغدغه سایبره! نه جایی برای ادامه دعوا و مرافعه های روزمره. اگر کسی از دوستان با نوشته های من مخالفتی داره یا به زبان مناسب و با حفظ حریم های شخصی و انسانی اون رو بیان کنه و یا اینکه عطای این وبلاگ رو به لقاش ببخشه.
از پاسخ دادن و یا درج کامنت هایی که شخصیت نویسنده و خواننده های وبلاگ رو هدف قرار داده اند معذوریم!
- – -
در آخر سخنی از گوته: هیچ چیزی ارزشمند تر از “اکنون” نیست!
سپتامبر 30, 2007 در t 1:51 ب.ظ
یه نظر خصوصی:زهرا خانم،من قبل از اینکه این پستتو بخونم نظر دادم.میخواستم بگم که هر جای نظر منو حس کردی که مغرضانه یا توهین آمیز هست مختاری حذفش کنی.قصد من از اون نظر فقط مستند کردن عرایضم بود.هرچند یه کم عصبانیت فمنیستیک هم داشتم
در هر حال مختاری .
ممنون از تذکر اتت.به درد خورد.
سپتامبر 30, 2007 در t 6:53 ب.ظ
استغفرالله
سپتامبر 30, 2007 در t 9:24 ب.ظ
كاشكي مي شد ما آدم ها هم exception handellng داشته باشيم!
البته خودمون برنامه شو مي نوشتيم
اکتبر 1, 2007 در t 12:56 ق.ظ
سلام.مثل اینکه خیلی زندگی رو سخت گرفتی البته من هم دست کمی از شما ندارم به هر حال موفق باشید
اکتبر 1, 2007 در t 12:03 ب.ظ
اجازه ماهم دست شماست:)
ولی وقتی نظر خصوصی عمومی میشه خیلی با مزه میشه:)
اکتبر 3, 2007 در t 4:44 ب.ظ
بله
اين اكنون چيز ارزشمندي
حيف كه تبديل به ماضي شده
اکتبر 4, 2007 در t 10:26 ق.ظ
هیچ چیزی ارزشمند تر از “اکنون” نیست!!! کاش یادم بمونه!!!
امان از مزاحم و توهین کننده!!! این دو پست آخری فحش نثارم می شد با این که از تایید گذاشتن بدم میاد ناچاراً تایید کامنت گذاشتم تا بعد!!!
اکتبر 4, 2007 در t 10:36 ب.ظ
تو مرا یاد کنی یا نکنی
من به یادت هستم
آرزویم همه سر سبزی توست….